Your company name
زبان نوشتار :

www.ictrad.com.............Humanity Escapes........... www.HE.ictrad.com ................... Admin@ictrad.com............. Tel : +98 - 261 - 2721675
خانه
پويا نمايی
نرم افزار
همکاری با ما
سينما و آخرين منجی
مطالب
مطالب

چرا قرآن به زبان عربى نازل شده؟

نويسنده : عابديني، احمد

مقدمه

دربارة زبان، روش و سبك نگارش متون ديني، بحث‌هاى گوناگونى مطرح است كه رشته‌ها و گرايش‌هاى متعددى در دانشگاهها متكفل آن هستند. در اين نوشتار، از بين كتاب‌هاى مقدس، قرآن را برگزيده و از بين بحث‌هاى متعدد آن تنها به اين بحث مي‌پردازيم كه «چرا قرآن به زبان عربى است؟» و در اين بحث نيز به تمام جوانب آن نمي‌پردازيم. مثلاً آيا قرآن از ناحية خداوند به زبان عربى بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نازل شده است ـ‌همان‌گونه كه ما معتقديم‌ـ و يا اين كه محتواى آن به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم وحى شده و او آن را در قالب زبان عربى ريخته است ـ‌كما اين‌كه برخى ادعا كرده‌اند‌ـ و مباحث ديگرى از اين دست را به فرصت ديگرى موكول مي‌كنيم. از آنجا كه وارد شدن به اين‌گونه مباحث نيز داراى دو روشِ برون دينى و درون دينى است. در اين نوشتار تنها، روش درون دينى را برمي‌گزينيم.

چرا زبان قرآن، عربى است؟

اين پرسش را چند گونه مي‌توان مطرح كرد و جواب‌هاى متفاوت نيز خواهد داشت:

1. گاهى پرسش اين‌گونه مطرح مي‌شود كه چرا حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم كه شخصى عرب بود و در مكه مبعوث شد قرآنى به زبان عربى آورد؟

در اين صورت جواب روشن است، زيرا كه هر پيامبرى بايد به زبان قومش سخن بگويد تا مردم آن سخنان را بشنوند و پيرامون آن بينديشند؛ و راه براى ايمان به آن يا تكذيب آن باز شود. بنابراين، در اينجا، به طور كلى جاى اين سئوال نيست كه چرا پيامبر عرب، به زبان غير عربى كتاب نمي‌آورد. بلكه بر‌عكس اگر كسى بخواهد آوردن كتاب به زبان ديگرى را وظيفة او بداند بايد دليل بياورد. به عبارت ديگر تناسب حكم و موضوع، تناسب ظرف و مظروف و تناسب حالّ و محلّ همه اقتضا مي‌كند كه پيامبر عرب، داراى كتاب عربى و پيامبر فارس مثلاً داراى كتاب فارسى و… باشد. قرآن نيز مي‌فرمايد: «و ما ارسلنا من رسول الاّ بلسان قومه ليبيّن لهم» (ابراهيم، 14/4) «ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا [حقايق را] براى آنان بيان كند.»

بنابراين توافق زبان هر پيامبر با زبان پيام و زبان پيام‌پذير، امرى مورد قبول بلكه لازم است و گرنه تفهيم و تفهّم صورت نمي‌پذيرد.

2. ولى گاهى پرسش به گونة ديگرى مطرح مي‌شود و آن اين‌كه چرا آخرين پيامبر خدا، عرب زبان بود تا به دنبال آن كتابش نيز به زبان عربى باشد؟ چرا اين توفيق شامل فارس‌ها، ترك‌ها و… نشد؟

جواب اين پرسش با پاسخ پرسش نخستين كاملاً متفاوت است. در اين‌جا بايد جهات و امور گوناگونى را در نظر گرفت تا پاسخ، كامل و جامع باشد. از جمله:

الف) وقتى سخن از آخرين پيامبر و آخرين پيام است، طبعاً بايد بشر را اجمالاً در سطحى از آگاهى و شعور دانست كه قدرت دريافت آخرين پيام را داشته باشد، و حدّاقل طايفه يا گروهى از آنان بتوانند آن پيام را دريافت كنند و از آن نگهبانى كنند تا به نسل‌هاى بعدى برسد.

ب) اگرچه برخى از مردم قابليت دريافت، فهم، نگهدارى و عمل به آخرين وحى را پيدا مي‌كنند ولى به طور مسلّم، گروه بيشتر و بزرگ‌ترى با امكانات فراوان و قدرت و مكنت بيشتري، دين جديد و آخرين پيام را برنمي‌تابند و در‌صدد از بين بردن آن و از ميان برداشتن معتقدان ، حافظان و نگهبانان آن هستند ـ‌همان‌گونه كه در طول تاريخ، انبيا، به چنين گروه‌هايى گرفتار بوده‌اند‌ـ بنابراين بايد راهكارى براى مقابله با اين مشكل انديشيده شود.

ج) با اذعان به اين مطلب كه بنا نيست، پيوسته با معجزه و كارهاى خارق‌العاده از دين و قرآن حمايت شود، به‌ويژه وقتى كه آخرين پيامبر و آخرين پيام مي‌خواهد به بشريت عرضه شود بايد به‌گونه‌اى عمل شود كه دين خاتم خود‌به‌خود، و بدون توسل به معجزات و امور غيبى حفظ گردد و نگهبان و حافظ بيرونى نياز نداشته باشد. با در نظر گرفتن نكات ياد شده، به سراغ انسانها و محيط زندگى آنان مي‌رويم تا ببينيم در كدام محيط و كدام شرايط آن نكات، خصوصاً بند ج بيشتر قابل تحقق است.

اولاً: عرب‌ها مردمانى هستند كه بر زبان، راه و روش، آيين و نسب خود تعصب خاصى دارند، به‌گونه‌اى كه نمي‌توان آنان را به‌راحتى از زبان و فرهنگ خود جدا كرد. حتى در اين دوره كه تبليغات رسانه‌ها همه را از حالت اولية خود خارج كرده است ولى اكثر عرب‌ها حتى حاضر نيستند لباس سنتى خود را كنار بگذارند تا چه رسد به زمان‌هاى سابق كه تبليغات انترناسيوناليستى وجود نداشته، بلكه همة تبليغات بر حفظ مليّت بوده است.

ثانياً: عرب‌هاى حجاز به‌طور ويژه در شرايطى بودند كه نه تنها از زبان خود دست بردار نبودند بلكه حكومت‌ها و سلطه‌هاى خارجى نيز نمي‌توانستند، آنان را مجبور كنند كه از زبان و فرهنگ خود دست‌بردارند زيرا آنان از قيد و بند مسايل حكومتى آزاد بودند و در باديه به‌سر مي‌بردند و منطقة وسيع حجاز آنقدر گرم، سوزان، بي‌آب و علف و امكانات بوده كه حتى حكومت‌هاى مقتدرِ آن زمان، نظير ايران و روم به آنجا رغبتى نشان نمي‌دادند و آنجا را جزو گسترة حكومتخود به حساب نمي‌آورده‌اند و بر فرض اگر تصميم مي‌گرفتند كه مردم آن سرزمين را نابود يا از زبان اصلى و فرهنگ خودشان بر‌گردانند نمي‌توانستند، زيرا آنان در يك نقطه و يك منطقة خاص ساكن نبودند. بنابراين خداوند قرآن را به زبان عربى نازل كرد و عرب‌هاى حجاز را با آن آشنا كرد تا از خطر درونى و برونى محفوظ بماند، زيرا نه عرب‌ها دست از زبان خود برمي‌داشتند و نه امكان نابودى زبان آنان براى سلطه‌هاى خارجى فراهم بود.

ثالثاً: زبان عربى با توجه به كثرت ضماير، تفاوت ضميرهاى تثنيه، مفرد و جمع، تفاوت صيغه‌هاى مذكر و مؤنث، داشتن انواع گوناگون جمع (نظير جمع قِلّه، كثرت، صحيح)، داشتن كنايات، استعاره‌هاى فراوان و بالاخره تفاوت معناى يك لفظ در قبايل مختلف، از امكانات فراوانى براى بيان بيشترين حجم از مطالب در كم‌ترين حجم از الفاظ، بدون ابهام‌گويى و نارسايى برخوردار بوده است.

فهرست مطالب سايت
فهرست مطالب سايت


احاديث هفته

....................................

پيغمبر اکرم (ص) فرمودند

مهدی طاووس اهل بهشت است

...........................

پيغمبر اکرم (ص) فرمودند

مژده باد شما را به ظهور مهدی

که وقتی اوضاع جهان متزلزل

می شود و مردم با يکديگر به

اختلاف می پردازند٫ قيام می کند

و زمين را پر از عدل می نمايد همانگونه

که از ظلم و ستم پر شده است


Copyright © 2007 Company Rad Powered by www.ictrad.com
Design by M.Afra

Copyright © 2006 - 2007 By Ictrad.Com . All Rights Reserved . Design By M.Afra . Best View Resolutions: 800x600 . Refresh Every 10 Minutes