سورههاى دروغين در شبكه اينترنت
اكبر اسد عليزاده
پديده اينترنت» از پديدههاى مفيد و سودمندى است كه جهان را به صورت دهكده واحدى بلكه اطاق بزرگترى درآورده كه همه انسانها مىتوانند در يك زمان با يكديگر تماس برقرار كنند و چهره يكديگر را ببينند و سخنانشان را بشنوند. ولى با اين اعتراف يك پديده دو لبه است كه در عين مفيد بودن مىتواند خطرناك نيز باشد.
با توجه به اين اصل بر دانشمندان بزرگ اسلام وظيفه است كه در عين بهرهگيرى از اين پديده قرن كه عقلها و خردها را مبهوت ساخته، مراقب سمپاشيها و دروغ پردازيهاى دشمنان اسلام و تشيع نيز باشند.
با اين كه از عمر اين پديده چند صباحى بيش نمىگذرد، ولى طيف استعمار كه بيشتر در متزلزل ساختن باورهاى جوانان ماست از طرق مختلف وارد شده و هجوم فرهنگى همه جانبه را آغاز كرده تا آنجا كه به فكر افتاده به ميدان تحدى قرآن بيايد و به گمان خام، نظير آن را عرضه بدارد و از اين طريق مسلمانان را خلع سلاح كند.
افرادى بىمايه، با سر هم كردن جملههاى به ظاهر شبيه جملههاى قرآن، با اقتباس از جملهها و آيات آن به فكر افتادهاند كه 4 سوره مانند سورههاى قرآن، تنظيم و ارائه كنند و بگويند ما 4 سوره مانند سورههاى قرآن را آورديم و به تحدى قرآن پايان بخشيديم!
قرآن مجيد در سورهاى، از منكران مىخواهد مانند آن را بياورند، آنجا كه مىفرمايد:
<<فلياتوا بحديث مثله ان كانوا صادقين»» (طور/34).
<مانند قرآن را بياوريد اگر راستگو هستيد».
در جاى ديگر نرخ تحدى را پايين مىآورد ويادآور مىشود كه فقط ده سوره مانند سورههاى قرآن بياوريد، چنان كه مىفرمايد:
<<ام يقولون افتراه قل فاتوا بعشر سور مثله مفتريات...»» (هود/13).
<بلكه مىگويند اين قرآن به خدا به عنوان دروغ بسته شده، پيامبر به آنان بگو ده سوره مانند سورههاى دروغين آن بياوريد».
و در آيه سوم نرخ را بيشتر پايين آورده وبه يك سوره اكتفا ورزيده چنان كه مىفرمايد:
<<وان كنتم في ريب مما نزلنا على عبدنا فاتوا بسورة من مثله...»» (بقره/23).
<بگو اگر در آنچه كه بر بنده خود نازل كرديم ترديد داريد، برخيزيد مانند سورهاى از سوره آن را بياوريد».
روى اين اساس بايد ديد مقصود از تحدى با قرآن يا ده سوره يا يك سوره از سورههاى آن چيست؟
مقصود از مبارزه با قرآن اين است كه فردى يا افرادى با صياغت جديد وانشائى نو، مفاهيم و مقاصد عالى را در جمل و كلماتى بريزد كه از نظر شيرينى وحلاوت وجذابيت و كشش بسان آيات قرآن باشد به گونهاى كه اگر اين دو را در كنار هم نهادند مىگويند نظير آن را آورده است.
مثلا هرگاه فرضا سوره كوثر جزء قرآن نبود و بشرى آن را در زمان پيامبر يا پس از او عرضه مىكرد اين، يك نوع مبارزه با قرآن بود، و اما اقتباس جملههايى از قرآن و رديف كردن يك رشته الفاظ و مفاهيم پوچ به سبك ظاهرى قرآن، تحدى نيست.
اگر بنا بود چنين دست و پاهايى تحدى حساب شود قرنها از اين نوع تحدىها صورت گرفته و احدى براى آنها ارزش قايل نشده است.
مسيلمه كذاب نخستين كسى است كه به فكر مبارزه با قرآن افتاد، او پس از ايمان به پيامبر از اين آيين برگشت، و ادعاى نبوت نمود و به پيامبر نامهاى به شرح زير نوشت:
من مسيلمة رسول الله الى محمد رسول الله.
سلام عليك
اما بعد، فاني قد اشركت في الامر معك، وان لنا نصف الارض و لقريش نصف الارض ولكن قريشا قوم يعتدون.
ما خواننده گرامى را از ترجمه اين جملهها بىنياز مىدانيم، زيرا روى سخن در اين مقاله با كسانى است كه با زبان عربى آشنايى دارند.
حالا ببينيم پيامبر در پاسخ او چه نوشت:
پيامبر در پاسخ او نوشت:
بسم الله الرحمن الرحيم
من محمد رسو ل الله الى مسيلمة الكذاب.
السلام على من اتبع الهدى.
اما بعد، <<...ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده والعاقبة للمتقين»» (اعراف/128). (1)
شما آيهاى را كه پيامبر براى او نوشتبا جملهاى كه او به عنوان تحدى آورده است مقايسه كنيد فقط يك شباهت ظاهرى مختصرى دارند و الا چه از نظر مضمون و محتوا و چه از نظر بلاغت و فصاحت و رفعت كلام قابل قياس نيست.
مسيلمه بار ديگر براى تحدى به فكر افتاد تا كلماتى سر هم كند كه جمل آن شبيه سوره اعلى باشد، ولى فاصله سخن او با سوره اعلى آن چنان زياد است كه هرگز به هم اشتباه نمىشوند، قرآن مىفرمايد: <<سبح اسم ربك الاعلى× الذي خلق فسوى× والذي قدر فهدى× والذي اخرج المرعى× فجعله غثاء احوى»» (اعلى/1-5).
ولى او در مقابل، اين چنين گفت:<لقد انعم الله على الحبلى، اخرج منها نسمة تسعى، بين صفاق وخشا». (2)
آنچه كه نويسندگان مسيحى به عنوان تحدى در اين سوره يادآور شدهاند دست كم از بافتههاى مسيلمه كذاب و ديگر همفكران او نيست.
آنان تصور مىكنند كه تنها وزن و آهنگ و وجود فواصل بين دو جمله در تحدى كافى است، در حالى كه از ديگر شرايط تحدى كه همان رفعت معانى و شيرينى جمل و جذابيت كلام است كاملا غافلند و لذا اين نوع ترهات را نوعى تحدى تلقى مىكنند
باز ما در اين جا نمونهاى به اصطلاح تحدىهاى عصر را مىآوريم تا روشن شود هر نوع تحدى به صورت حفظ وزن و فواصل، تحدى واقعى نيست.
قرآن در بيان واقعه قيامت اين جملهها را دارد:
<<الحاقة× ما الحاقة× وما ادراك ما الحاقة»» (حاقه/1-3).
در جاى ديگر مىفرمايد:
<<القارعة× ما القارعة× وما ادراك ما القارعة»» (قارعه/1-3).
آنگاه به دنبال اين از يك حادثه عظيمى گزارش مىدهد و مىگويد: روزى كه مردم چون پروانههاى پراكنده محشور مىشوند و كوهها مانند پشم زده رنگين شود.
حالا اين جملهها را با جملههاى زير كه ساخته و پرداخته انديشه و مغزهاى خام پس از درگذشت رسول خدا است مقايسه فرماييد و آن اين كه:
<الفيل، وما ادراك ما الفيل، له ذنب وبيل، وخرطوم طويل».
با توجه به اين مقدمه كوتاه ما به نقل اين سور مجعوله مىپردازيم و به روشنى ثابت مىكنيم كه قسمت اعظم جملههاى آنها اقتباس از قرآن و باقىمانده نيز يك رشته جملههاى بىمعنا است كه به هم وصل شده و خواستهاند از قرآن تقليد كنند.
توضيح اين كه چند ماه قبل يك شركت آمريكايى به نام <آمريكا آنلاين» با اقدامى شيطنتآميز، جهت معارضه با قرآن كريم به اصطلاح سورههايى را با نامهاى <مسلمون، تجسد، وصايا و ايمان» با تقليد و تحريف آيات قرآن و با مضامين باطل و خرافى بر روى شبكه اينترنت عرضه كرد كه ظاهرا با واكنش شديد مجامع اسلامى از جمله دانشگاه الازهر و برخى نويسندگان عرب مسلمان مواجه، و نهايتا تعطيل شد.
اخيرا سايت ديگرى متعلق به يك شركت انگليسى به نام Suralikeit.UK اقدام به ارايه ونشر همان صفحات چهارگانه كرده و در بيانيه موذيانهاى با مظلوم نمايى، اين اقدام را پاسخى به تحدى قرآن دانسته و ضمن تقسيمبندى مسلمانان به معتدل و افراطى ادعا نموده كه معتدلها از اين صفحات استقبال و افراطيها با آن شديدا برخورد كردهاند.
چنان كه پيش از اين اشاره شد، بايد توجه داشت كه در طول تاريخ حيات اسلام عزيز، افراد پر مدعا لكن جاهل و كم خرد به فكر معارضه با قرآن افتاده و براى عملى ساختن كار خود جملاتى را از خود قرآن تقليد و سرقت نموده و بعضى الفاظش را تغيير داده، يك سرى مهملاتى را سر هم كرده به عنوان تحدى با قرآن، عرضه كردهاند و بدين وسيله مقدار ارزش معلومات خويش را آشكار ساختهاند و در نهايتبه شكستخود اعتراف كرده و خود را مفتضح و ذليل ساختهاند. اين صفحات چهارگانه نيز شبيه آنها است، كه نويسنده اين صفحات با تقليد از قرآن عزيز، و سرقت و مونتاژ ناشيانه و مضحك كه بيشتر به يك شوخى و طنز شبيه است تا تحدى عالمانه و علمى، و تغيير الفاظ و ضميرهاى آيات شريفه آن، و با به كار گرفتن آيات و الفاظى كه معمولا يك يا دوبار در قرآن آمده است، يك سرى مطالب و جملات خرافى و باطلى را سر هم كرده، به خيال باطل خود به عنوان معارضه با قرآن، به شبكه اينترنت عرضه كرده است. لكن هر كس مقدارى با قرآن آشنايى داشته باشد ، مىفهمد كه اين تحريف قرآن است نه معارضه.
راستى نويسنده اين صفحات چهارگانه تا اينجا هم تشخيص نداده است كه اگر يك نفر شاعر ويا نويسندهاى بخواهد با گفتارى در مقام معارضه بيايد، بايد در مقابل آن، كلامى بياورد كه با داشتن استقلال در الفاظ و تركيب و اسلوب مخصوص به خود، يا حداقل در يك جهت و در يك هدف با آن متحد و يكسان باشد؟! معناى معارضه اين نيست كه شخص در مقام معارضه با يك كلام فصيح از اسلوب و تركيب آن، تقليد كند و تنها بعضى از الفاظ و كلمات آن را تغيير دهد و جمله ديگرى از آن بسازد ونام اين عمل را معارضه بگذارد.
اگر معناى معارضه اين باشد، مىتوان با هر كلامى معارضه نمود، و اين آسانترين راه براى اعرابى بود كه با پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه و آله و سلم معاصر بودند، ولى چون آنها با اسلوب معارضه آشنا بودند و رموز بلاغت قرآن را درك مىكردند به همين جهت زير بار معارضه با قرآن نرفتند و بر عجز و ناتوانى خويش اعتراف نمودند، عدهاى ايمان آورده و عدهاى ديگر آن را به سحر و جادو نسبت داده و گفتند: <<ان هذا الاسحر يؤثر»» (مدثر/24)، گذشته از اين، چگونه مىتوان اين جملات را كه آثار تكلف و تصنع در آنها نمايان استبا قرآن مقايسه نمود؟!! كه بتواند مثل قرآن و يا سورهاى از سورههاى آن را نيز بياورد، زيرا قدرت و توانايى بر مواد و الفاظ هيچگاه مستلزم توانايى بر تركيبات نخواهد بود.
چگونه مىتوان ادعا نمود كه تمام افراد بشر مىتوانند كاخهاى مجللى را بسازند، به دليل اين كه همه آنها توانايى آن را دارند كه آجرى را در ساختمانى كار بگذارند؟!!
و نيز چگونه مىتوان گفت، هر عرب زبانى توانايى ايراد خطبهها و انشاى قصيدههاى فصيح و بليغ را دارد، زيرا همه عربها مىتوانند يكايك كلمات و مفردات اين قصايد و خطبهها را تلفظ كنند؟!!
خلاصه: در طول تاريخ، دشمنان اسلام بالاخص دستگاه مسيحيت و استكبار جهانى هزينههاى سنگينى را متحمل شده و پولهاى گزافى را صرف كردهاند تا بلكه بتوانند از عظمت اسلام و مسلمانان بكاهند و مقام الهى و ارجمند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم و قرآن مجيد را كوچك و حقير جلوه دهند، اين مبارزه همچنان ادامه داشته بلكه با شدت عمل بيشتر به صورت يك برنامه منظم و گستردهاى انجام مىشود
دريافت کامل سورهای دروغين ـ دريافت مقاله به صورت کامل