Your company name
زبان نوشتار :

www.ictrad.com.............Humanity Escapes........... www.HE.ictrad.com ................... Admin@ictrad.com............. Tel : +98 - 261 - 2721675
خانه
پويا نمايی
نرم افزار
همکاری با ما
سينما و آخرين منجی
مطالب
مطالب

نزول قرآن به زبان قوم

محور و مدار بحث اين است که آيا قرآن از فرهنگ زمان نزول رنگ گرفته، يا اين‌که نه تنها رنگي نگرفته، بلکه با آن به ستيز نيز برخاسته است. اگر بر اين باوريم که قرآن، رنگ خدايي دارد و هرگز از فرهنگ عصر جاهليّت رنگ نپذيرفته، پس چگونه فرهنگ آن زمان در قرآن بازتاب يافته است؟

رنگ‌پذيري قرآن از فرهنگ عصر نزول، نه تنها جاودانگي و جهاني بودن آن را زير سؤال مي‌برد، بلکه وحي بودن آن را نيز به چالش مي‌کشد. از اين‌جا مي‌توان به اهميت و جايگاه اين بحث پي برد که کيان قرآن با بحث قرآن ارتباطي ناگسستني دارد.

قرآن و فرهنگ عصر نزول

با نگاهي به آيات قرآن، نشانه‌هايي از فرهنگ عصر نزول (جاهليّت) را شاهد خواهيم بود. در اين مجال به پاره‌اي از آنها در حد اشاره بسنده مي‌کنيم.

قرآن در بيان چگونگي بهشت و جهنم از مسائلي سخن به‌ميان آورده که با طبع و ميل مردم آن سامان در آن زمان، سازگار و هم‌خوان است؛ از سوي ديگر، در قرآن از ميوه‌هايي سخن به‌ميان آمده که براي آنان شناخته شده بود؛ مانند انگور، خرما، زيتون، انجير و انار؛ اما از ميوه‌هاي ديگري مانند گيلاس، آلبالو و پرتقال سخني به ميان نيامده است. اين، خود شبهه‌ي تأثيرپذيري قرآن از فرهنگ عصر نزول را تقويت مي‌کند.

شبهه‌پردازان علاوه بر اين مثال‌ها، آيات بعثت پيامبران به زبان قوم خود را نيز دستاويز قرار داده‌اند. قرآن مي‌فرمايد: "وَ ما أرسَلنا مِنْ رَسوُلٍ الّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ؛ و هيچ پيامبري نفرستاديم مگر [با پيامي] به زبان قومش تا [احکام و حقايق را] براي آنان روشن بدارد". (ابراهيم (14)، 4). قرآن نيز - به عنوان يکي از کتاب‌هاي آسماني - به زبان قوم خود نزول يافته است؛ پس بايد از جهاني بودن و جاودانگي آن چشم پوشيد.

روشن شدن تفسير آيه‌ي شريفه و مراد آيه تا حدود زيادي ما را در پاسخ‌گويي به اين شبهه ياري مي‌رساند. مرحوم علامه طباطبايي در تفسير آيه اين چنين مي‌گويد:

منظور از اين‌که هر پيامبري به زبان قوم خود اداي رسالت مي‌نمايد، اين است که پيامبران با زبان قومي که در ميان آنان به رسالت برگزيده شده‌اند، سخن مي‌گفتند؛ خواه اين پيامبر، اهل آن منطقه و سامان بوده و يا از منطقه‌اي ديگر به اين‌جا آمده باشد. در تفسير آيه بايد گفت که خداوند به انجام رسيدن رسالت پيامبران را بر پايه‌ي معجزه و خارج از چارچوب عادي قرار نداده؛ بلکه آنان را با همان زباني که قوم با آن سخن مي‌گويند فرستاده است؛ تا با مردم با زبان خودشان سخن گفته، آنان را به سوي حق رهنمون سازند. (محمدحسين طباطبايي، الميزان، ج 12، ص 15).

در پاره‌اي از تفاسير، اين‌چنين آمده که پيامبران در درجه‌ي اول با قوم خود تماس داشتند و نخستين شعاع وحي بر آنها مي‌تابيد؛ بنابراين، پيامبر بايد به زبان و لغت آنان سخن بگويد؛ و به عبارتي ديگر؛ دعوت پيامبران از طريق يک اثر مرموز و ناشناخته، در قلوب مردم منعکس نمي‌شود؛ بلکه از راه روشنگري و تعليم و تربيت و با همان زبان معمولي و رايج صورت مي‌پذيرد. (ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 10، ص 269). ضرورت سخن‌گفتن پيامبران با زبان قوم خود در گفتار برخي از محققان اين چنين بازتاب يافته است:

وقتي قرار است از راه لفظ، مفاهمه حاصل شود، بين گوينده و شنونده نقاط مشترکي وجود دارد که لفظ بر اساس همان‌ها به کار برده مي‌شود. با توجه به اين نقاط مشترک، شنونده همان معنايي را از لفظ مي‌فهمد که مورد نظر گوينده است و همين موضوع، فهم مشترک را ايجاب مي‌کند. ... بنابراين وقتي قرآن مي‌خواهد با مخاطبان خود سخن بگويد، بايد با زباني صحبت کند که مخاطبانش منظور او را درک کنند. ... از يک‌سو، همه‌ي مردم دنيا با يک زبان، سخن نمي‌گويند و از سوي ديگر، قرآن براي هدايت همه‌ي انسانها نازل شده است و اگر همه مخاطبان بخواهند سخن قرآن را بفهمند لازم است زبان قرآن را بياموزند، که اين امري ناممکن است. قرآن در مقام ارشاد آنان بايد يکي از زبان‌ها را برگزيند؛ کدام را برگزيند؟ روشن است که بايد زبان مخاطبان نخستين انتخاب گردد و سپس به ديگر زبان‌ها ترجمه گردد. قرآن در آيه‌ي چهارم سوره‌ي ابراهيم به همين حقيقت اشاره دارد.

به بياني ديگر، لسان به معناي زبان است، نه فرهنگ؛ اگر لسان قوم به معناي فرهنگ آنان باشد، پس قرآن بايد تمام آنچه به عنوان فرهنگ جاهليت مطرح است، بپذيرد؛ که در اين صورت، تعارض ميان پيامبران و کافران بي‌مورد خواهد بود. اما تکيه‌ي قرآن در بيان نعمت‌هاي بهشتي بر ميوه‌ها و لذت‌هاي رايج در ميان عرب، دليل تأثيرپذيري از فرهنگ آنان نيست؛ بلکه اين تنها به خاطر شناختِ مردمِ آن زمان بوده است. (محمدتقي مصباح يزدي، سخنراني در جلسه‌ي «كانون طلوع» مؤسسه‌ي امام خميني (ره)) اگر قرآن از نعمت‌ها و ميوه‌هايي که مخاطبان نخستين هيچ‌گونه آشنايي با آنها نداشتند سخن به ميان مي‌آورد، تأثير چنداني نداشت. البته بايد توجه داشت که ترسيم نعمت‌هاي بهشتي و عذاب‌هاي جهنم را نمي‌توان مخصوص اعراب دانست؛ چه اين‌که هر انساني به سبزه و باغ و بوستان متمايل و از عذاب و رنج، گريزان است. شاهد بر اين مدعا آن است که در عصر رسالت، مردماني از مناطق ديگر - مثل ايران و شامات - به حجاز مي‌رفتند و شنيدن اين آيات، براي آنان نيز جاذبه و طراوت داشت. (محمدعلي ايازي، قرآن و فرهنگ زمانه، ص 51).

ضرب‌المثل‌هاي قرآن نيز براي مخاطبان نخستين آن شناخته شده بود؛ مثلاً: در يکي از آيات به زني مَثَل زده شده است که رشته‌هاي بافته‌ي خود را باز مي‌گشود. در اين‌جا منظور، زن خاصي نيست؛ بلکه نوعي ضرب‌المثل به‌کار رفته است. اين نوع ضرب‌المثل در هر زباني وجود دارد و براي سخن‌گفتن با هر قومي لازم است از همان ضرب‌المثل زبان خودشان بهره جست؛ مثلاً ضرب‌المثل "زيره به کرمان بردن" در فارسي با "تَحْمِلُ التَّمرَة اِلي البَصْرة" در زبان عربي، از نظر محتوا، همسان است؛ پس وجود اين ضرب‌المثل‌ها و اوصاف بهشت و جهنم، آسيبي به جهاني‌بودن و جاودانگي قرآن وارد نمي‌سازد و هرگز نمي‌توان با استناد به آنها معارف قرآن را رنگ‌پذيرفته از فرهنگ زمان جاهليت دانست.

در پايان، يادآوري اين نکته خالي از فايده نيست که: زبان عربي نسبت به ساير زبان‌ها از امتياز خاصي برخوردار است؛ بيانگري اين زبان بر ديگر زبان‌ها برتري دارد

فهرست مطالب سايت
فهرست مطالب سايت


احاديث هفته

....................................

پيغمبر اکرم (ص) فرمودند

مهدی طاووس اهل بهشت است

...........................

پيغمبر اکرم (ص) فرمودند

مژده باد شما را به ظهور مهدی

که وقتی اوضاع جهان متزلزل

می شود و مردم با يکديگر به

اختلاف می پردازند٫ قيام می کند

و زمين را پر از عدل می نمايد همانگونه

که از ظلم و ستم پر شده است


Copyright © 2007 Company Rad Powered by www.ictrad.com
Design by M.Afra

Copyright © 2006 - 2007 By Ictrad.Com . All Rights Reserved . Design By M.Afra . Best View Resolutions: 800x600 . Refresh Every 10 Minutes