Your company name
زبان نوشتار :

www.ictrad.com.............Humanity Escapes........... www.HE.ictrad.com ................... Admin@ictrad.com............. Tel : +98 - 261 - 2721675
خانه
پويا نمايی
نرم افزار
همکاری با ما
سينما و آخرين منجی
مطالب
مطالب

ج. زبان قرآن و فرهنگ عصر نزول

الفاظ قرآن، وحي الهي يا گفتار نبوي؟

سخن در اين است که آيا الفاظ قرآن ـ همچون محتوا و معناي آن ـ فراانساني و برگرفته از وحي الهي است و پيامبر اسلام (ص) تنها در رساندن اين الفاظ وحياني به مردم نقش ايفا نموده است؛ يا اين‌که تنها محتوا از سوي خداوند به‌صورت وحي بر پيامبر اکرم (ص) فرود آمده و حضرت، خود، آن محتوا را در قالب لفظ درآورده است. در اين مثال، در حدّ مجال به نقل و بررسي دو ديدگاه اصلي در اين‌باره خواهيم پرداخت.

ديدگاه اول: وحياني بودن الفاظ

ديدگاه غالب در ميان مسلمانان از آغازين روزهاي آشنايي با وحي الهي تاکنون بر اين اصل استوار بوده که قرآن‌کريم با همه‌ي معارف بلند و محتواي آسماني خود در قالب واژه‌ها، جمله‌ها و ترکيب‌هاي موجود بر پيامبر گرامي اسلام (ص) نازل گرديده است؛ و آن حضرت هم به‌عنوان رسول خداوند، بدون هيچ کاستي و فزوني آن را به انسانها ابلاغ فرموده است. شواهد و دلايل اين ديدگاه به سه دسته‌ي قرآني، روايي و تاريخي تقسيم مي‌پذيرد.

1. شواهد قرآني

الف. بدون شک، تحدّي قرآن شامل درخواست همانندآوري در فصاحت و بلاغت مي‌شود و فصاحت و بلاغت، ناظر به الفاظ و عباراتي است که گوينده براي اداي مقصود خويش به‌کار مي‌برد؛ بنابراين، مفاد آيات تحدّي آن است که اگر در نزول اين الفاظ و قالب‌هاي مشتمل بر اين معاني از سوي خداوند ترديد داريد، در مقام معارضه و براي اثبات مدّعاي خود، الفاظ و عبارات ديگري مشابه اين الفاظ و عبارات بياوريد. (محمدتقي مصباح يزدي، قرآن‌شناسي، ص 82) يادآوري اين نکته ضروري مي‌نمايد که بيشترين جلوه‌ي تحدّي براي مخاطبان نخست، همان فصاحت و بلاغت بود؛ و فصاحت و بلاغت، ويژگي گفتار است نه محتوا؛ پس بايد گفت: بخشي از تحدّي قرآن، مربوط به لفظ قرآن است.

ب. تعابيري نظير قرائت، تلاوت و ترتيل که در مقام بيان نزول قرآن به‌کار رفته‌اند، ظهوري قوي در نزول الفاظ و عبارات از سوي خداوند دارند. از اين ظهور جز با دليلي روشنِ برخلاف آن نمي‌توان دست برداشت و چنين دليلي وجود ندارد. نظير همين تعابير است آياتي که بيانگر آنند که پيامبر (ص) هنگام دريافت وحي قرآني، قرآن (خواندني) کتاب (نوشتني) و صحُف (لوحه‌ها) را دريافت مي‌کند، يا لوحه‌هايي را که در آن، نوشته‌هاي ارزشمندي است تلاوت مي‌کند: "رَسولٌ مِنَ اللهِ يتلُوا صُحُفاًً مُطَهَّرة * فيها کُتُبٌ قَيّمَة؛ فرستاده‌اي از جانب خدا که بر آنان صحيفه‌هايي پاک را تلاوت کند، که در آنها نوشته‌هاي استوار است" (بيّنه (98)، 2 -3).

ج. به کار رفتن واژه‌ي "لسان" در مورد قرآن، بر وحياني بودن الفاظ آن دلالت دارد؛ زيرا استفاده از اين تعبير در مورد مفاهيم و محتواي الفاظ، متعارف نيست. چنان‌که واژه‌ي "عربي" به‌عنوان وصفِ واژه‌ي "لسان" تناسبي با محتوا ندارد؛ خواه واژه‌ي "عربي" به معناي زبان عربي و خواه به‌معناي فصيح باشد.

2. شاهد روايي

در روايات نيز شواهدي براي اثبات اين ديدگاه به چشم مي‌خورد که در اين‌جا تنها به ارائه يک نمونه بسنده مي‌شود: امام علي (ع) مي‌فرمايد: "إنّ اللهَ عَزّوَجَلّ بَعَثَ نَبِيّهُ مُحَمَّداً (ص) بِالهُدي وَ أنزَلَ عَلَيهِ الْکِتابَ بِالْحَقّ". (محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 92، ص 81). در اين روايت، از نزول "کتاب" بر پيامبر اکرم (ص) سخن به ميان آمده است. نزول کتاب، تعبيري است از نزول الفاظ و محتوا؛ به‌کارگيري لفظِ کتاب در مورد نزول محتوا بدون لفظ، دور از فهم عاقلان است. حديث معروف و معتبر ثقلين نيز دلالتي اين سان دارد.

3. شواهد تاريخي

نگاهي گذرا به تاريخ قرآن، حقانيّت اين ديدگاه را به روشني اثبات مي‌کند. تلاش‌هاي گسترده‌ي شخص پيامبر (ص) - که در قالب‌هاي زير تحقق يافته است - همگي از اين حقيقت حکايت دارد که واژه‌ها، جمله‌ها و ترکيب‌هاي قرآني ـ همانند معارف بلند آن ـ از منبع وحي الهي سرچشمه گرفته‌اند: به‌کار گرفتن جمعي از مؤمنان براي کتابت و ثبت دقيق آيات قرآن، تعليم آيات نازل‌شده بر مسلمانان حاضر بلافاصله پس از نزول، اعزام گروه‌هاي تبليغي براي تعليم قرآن به مسلمانان ساير مناطق، تأکيد بر قرائت مستمرّ و حفظ قرآن. به همين دليل، مسلمانان نيز در برخورد با قرآن - به همان ميزان که نسبت به فهم معارف و مفاهيم آسماني آن تلاش کرده‌اند - نسبت به شناخت واژه‌ها، جمله‌ها و اسلوب‌هاي ترکيبي و ساختار ظاهري متن و دريافت سبک بديع و وجوه فصاحت و بلاغت و آهنگ موزون قرآن کوشش بسيار به‌عمل آورده‌اند. (ابراهيم كلانتري، «وحياني بودن الفاظ قرآن»، در: بينات، ش 35 (پاييز 81)، ص 49).

دليل ديگر بر وحياني بودن الفاظ قرآن، تمايز آشکار ساختار ظاهري متن قرآن با سخنان و احاديث نقل‌شده از پيامبر اسلام (ص) است. اَعراب عصر پيامبر (ص) که سال‌ها با آن حضرت معاشرت نموده و با کلمات و سخنان ايشان آشنايي کامل داشتند، پس از شنيدن اولين آيات قرآن از زبان رسول خدا (ص) يک‌باره خود را با اقيانوسي از مضامين بلند، در قالب الفاظ و اسلوبي به مراتب برتر از قالب‌هاي انساني، مواجه ديدند و آشکارا بر الهي بودن آن اعتراف کردند؛ برخي بي‌درنگ ايمان آورده، هستي خويش را در طَبَق اخلاص گذاشتند و برخي با اعتراف آشکار به اين حقيقت، راه عناد و دشمني در پيش گرفتند.

ديدگاه دوم: بشري بودن الفاظ

ديدگاه دوم، داراي پيامدهايي به شرح زير است:

1. قداست زدايي از الفاظ قرآن: مسلمانان، هميشه براي الفاظ قرآن ارزش ويژه‌اي قائل بوده‌اند؛ به‌کارگيري هنر خط و روش‌هاي گوناگون خطاطي و تذهيب و ديگر آرايه‌هاي هنري در مورد قرآن، پيدايش علم قرائت و تجويد و رعايت ادب و طهارت در تماس با کلمات قرآن، همگي نشانه‌ها و جلوه‌هايي از احساس قداست و ارزشي است که مسلمانان نسبت به کلمات قرآن داشته و دارند. بشري دانستن الفاظ قرآن اين قداست را از بين مي‌برد.

2. نفي اعجاز در بعد لفظي قرآن: يکي از ابعاد اعجاز قرآن از آغاز تاکنون همان اعجاز بياني (فصاحت و بلاغت) بوده است. اين بُعد از اعجاز بر محوريّت الفاظ مطرح مي‌شود و اگر اين الفاظ، ساخته و پرداخته انسان باشد، ديگر جنبه‌ي اعجازي آن رنگ مي‌بازد.

دليل ديدگاه دوم

الف. براي اثبات ديدگاه دوم به آياتي از قرآن که در آنها از نزول قرآن به قلب پيامبر (ص) سخن رفته، استناد شده است. به اين بيان که: قلب، جايگاه معنا است و هيچ‌گونه لفظي در آن وادي راه ندارد؛ نتيجه آن‌که تنها محتوا و معارف قرآن بر قلب پيامبر اکرم (ص) نازل شده و حضرت، خود، آن معارف را در قالب الفاظ ارائه نموده است. سيد احمدخان هندي گفتار شاه ولي‌الله دهلوي را اين‌سان بازگو مي‌کند: "قرآن، فقط مضامين و معاني آن بر قلب پيامبر (ص) نازل شده و بعد خودش آنها را در مقام تعليم و تفهيم بندگان - چون زبانش عربي بوده - بدين عبارات و الفاظ بيان فرموده است." نصر حامد ابوزيد مي‌گويد: "جبرئيل کلمات را به پيامبر (ص) تحويل نداده، بلکه آنها را الهام کرده است. اين فهم از آيه، با مفاد آيه‌ي "نَزَّلَهُ عَلي قَلبِکَ و... سازگار و هم‌خوان است". (نصرحامد ابوزيد، معناي متن، ترجمه‌ي مرتضي كريمي نيا، ص 517).

نقد و بررسي

اولاً: نزول لفظ بر قلب نيز ممکن است و هيچ دليلي بر غير ممکن بودن آن نداريم.

ثانياً: نزول محتوا و معارف بدون لفظ با آيات و روايات ناهم‌خوان است؛ چه اين‌که در آيات و روايات از نشستن جبرئيل نزد پيامبر (ص) و قرائت و تلاوت قرآن از سوي وي بر پيامبر اکرم (ص) و بازخواني آيات از سوي حضرتش سخن به ميان آمده است، که اينها همه حکايت از آن دارند که علاوه بر معارف، الفاظ قرآن نيز بر پيامبر اکرم (ص) نزول يافته است. (ابوالفضل ميرمحمدي، تاريخ القرآن و علومه، ص 90). علامه طباطبايي (ره) در تفسير آيه‌ي "فَإنَّهُ نَزَّلَهُ عَلي قَلبِکَ بِاذنِ الله" (بقره (2)، 97) مي‌گويد: "در اينجا پيامبر (ص) آيه را اين‌سان (عَلي قَلبِکَ) ابلاغ مي‌فرمايد؛ درحالي‌که آن‌چه ظاهرِ حال بر آن دلالت دارد، اين است که بگويد: "نَزَّلَهُ عَلي قَلبي". اين بيانِ حضرت، گوياي آن است که ايشان در گرفتن و ابلاغ وحي هيچ‌گونه دخالتي نداشته است و تنها قلب حضرتش فرودگاه وحي بوده و حضرت مأموريت ابلاغ آن را به عهده داشته است". وي نظير اين سخن را در تفسير آيه‌ي "نَزّلَ بِهِ الرّوحُ الأمين * عَلي قَلبِکَ؛ روح الامين آن را بر دلت نازل کرد" (شعراء (26)، 195) نيز آورده است. (محمدحسين طباطبايي، الميزان، ج 15، ص 317) همچنين جمله‌ي "بِلِسانٍ عَرَبي مُبين؛ به زبان عربي روشن" (شعراء (26)، 195) که نشان‌گر نزول وحي بر قلب پيامبر اکرم (ص) در قالب زبان عربي است اين ديدگاه را مردود مي‌سازد.

ب. آيه‌ي ديگري که در اثبات اين ديدگاه مورد استفاده قرار گرفته، اين آيه‌ي شريفه است: "فَإنّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِکَ؛ در حقيقت، ما اين [قرآن] را بر زبان تو آسان ساختيم" (مريم (19)، 97؛ دخان (44)، 58) به اين بيان که در اين آيه از آسان‌شدن محتواي قرآن به زبان پيامبر اکرم (ص) سخن به‌ميان آمده است؛ و اين، حکايت از آن دارد که لفظ قرآن از آنِ پيامبر (ص) است.

کاستي اين برداشت در اين است که آيه در صدد بيان اين نکته است که: حقيقت قرآن در "لوح محفوظ" چيزي نبود که بشر به آن دست يابد و از آن بهره جويد؛ جريان آن حقيقت بر زبان پيامبر (ص) اين امکان را براي بشر فراهم ساخت؛ به عبارت ديگر، قرآن با نزول آن به زبان عربي که زبان پيامبر (ص) است، آسان گرديده است. (محمدحسين طباطبايي، الميزان، ج 14، ص 116) ترديدي نيست که اين الفاظ بر زبان پيامبر (ص) جاري گشته و مردم آن را از زبان حضرت شنيده‌اند؛ اما در ديدگاه صحيح، بر نزول الفاظ از سوي خداوند پافشاري مي‌شود.

فهرست مطالب سايت
فهرست مطالب سايت


احاديث هفته

....................................

پيغمبر اکرم (ص) فرمودند

مهدی طاووس اهل بهشت است

...........................

پيغمبر اکرم (ص) فرمودند

مژده باد شما را به ظهور مهدی

که وقتی اوضاع جهان متزلزل

می شود و مردم با يکديگر به

اختلاف می پردازند٫ قيام می کند

و زمين را پر از عدل می نمايد همانگونه

که از ظلم و ستم پر شده است


Copyright © 2007 Company Rad Powered by www.ictrad.com
Design by M.Afra

Copyright © 2006 - 2007 By Ictrad.Com . All Rights Reserved . Design By M.Afra . Best View Resolutions: 800x600 . Refresh Every 10 Minutes