|
أ. دلايل آسماني بودن قرآن
قرآن کتابي آسماني
دليل عقلي آسماني بودن قرآن
دليل عقلي اين است که هيچ انساني نتوانسته و نميتواند همانند قرآن را بياورد و همين، گوياي اعجاز آن است.
مؤلفههاي اعجاز قرآن
دليل اعجاز قرآن داراي مؤلفههاي زير ميباشد:
1. پخش و گسترش نداي قرآن در سراسر جهان: نداي قرآن از آغاز تاکنون - که بيش از چهارده قرن از آن ميگذرد - بهوسيلهي فرستندههاي دوست و دشمن، به گوش همهي جهانيان ميرسد و حجت را بر همگان تمام ميکند (محمدتقي مصباح يزدي، آموزش عقايد، ج 2، ص 130) و ديگر نميتوان به بهانهي اين که اگر ادعاي قرآن به گوش جهانيان ميرسيد، پاسخ آن را ميدادند و آن را از صحنه خارج ميساختند، آسماني بودن آن را به چالش کشيد.
2. تلاش مخالفان براي هماوردي با قرآن: مخاطبان پيامبر اسلام (ص) مسئله را جدي گرفته، درصدد بررسي قرآن و همانندآوري آن برآمده و با بهکارگيري تمام توان علمي و اقتصادي خويش به ستيزه در برابر آن پرداختهاند. موضعگيريها و قضاوت مخالفان قرآن که در آيات شريف و کتابهاي روايي و تاريخي آمده است، همه بر اين اصل، گواهي ميدهد. مخالفان قرآن در کنار تلاش براي همانندآوري، از هر اقدامي در ستيز با قرآن در قالب به راه انداختن جنگهاي طاقتفرسا، دعوت به مسامحه و سازشکاري، و اعلام آمادگي ريشهدادن به پيامبر اکرم (ص) براي دست برداشتن از دعوتش، خودداري نکردند. (همان، ص 127).
3. ناکامي همانندآوران: مخالفان قرآن در عين تلاش جدي براي همانندآوري، موفق به اين کار نشده و به روشني دريافتهاند که نميتوانند همانند قرآن را بياورند. کتابهاي تاريخ و علوم قرآن، افراد متعددي را ذکر ميکنند که درصدد همانندآوري قرآن برآمده و خود با بررسي قرآن، به عجز خويش پي بردهاند؛ يا به آوردن چيزي شبيه قرآن دست يازيده، ولي نمونههايي را ارائه دادهاند که تنها خود را رسوا ساختهاند و عدم توانايي بشر از همانندآوري را به اثبات رساندهاند.
از سوي ديگر، اگر نمونههاي ديگري وجود ميداشت، به دليل اهميت مسئله و با وجود دشمنان قسمخورده و سرسخت اسلام و قرآن، حتماً آن نمونهها به صورت برجسته در تاريخ ثبت و هماکنون در دسترس ما قرار ميگرفت. (محمدتقي مصباح يزدي، قرآنشناسي، ص 127). نتيجه آنکه با نگاهي به اين نکات، نگرشِ از سوي خدا بودن قرآن به اثبات ميرسد.
ابعاد و وجوه اعجاز قرآن
وجوه درون متني
1. پيراستگي از اختلاف و تناقض
قرآنکريم پيراستگي از اختلاف را يکي از دلايل آسماني بودن خود شمرده، ميفرمايد: "أَفَلايتَدَبَّرونَ القُرآنَ وَ لَوْ کانَ مِن عِندِ غَيرِ اللهِ لَوَجَدوا فِيهِ إختِلافاً کَثيراً؛ آيا با تدبر در قرآن نمينگرند [تا دريابند که] اگر از سوي غير خدا ميبود، ناهماهنگي بسيار در آن مييافتند". (نساء (4)، 82).
پيراستگي قرآن از اختلاف، دو گونه بيان ميشود:
الف. بيان برهاني، به اين بيان که: "هدف از نزول قرآن هدايت بشر است. ناهماهنگي در آيات با اين هدف، سازگار نيست؛ پس طبق حکمت الهي، هماهنگي آيات، ضروري است.
ب. بيان ملازمه: در اين آيه، بين وجود اختلاف در قرآن و از سوي بشر بودن آن، ملازمه برقرار شده است؛ به اين معنا که: اگر کتابي با اين ويژگيها از موجودي با ويژگيهاي انساني فراهم آيد، موارد اختلاف فراواني در آن مشاهده خواهد شد؛ بنابراين، بايد شرايط و عوامل زمينهساز اختلاف در دو طرف ملازمه را مورد بررسي قرار دهيم.
أ. ويژگيهاي انسان
تکامل تدريجي، خطاپذيري، تأثيرپذيري و تفاوت استعدادها و محدوديت، از ويژگيهاي جداييناپذير انسانند و هر يک سبب پيدايش تفاوت و ناسازگاري در آثار انسانساخته - بهويژه آثار فکري و معرفتي - است.
ب. ويژگيهاي قرآن
شرايط و مدّت زمان نزول و برخي ويژگيهاي قرآن مجيد بهگونهاي است که با زمينهها و ويژگيهاي اختلافبرانگيز انسان تطابق دارد. از سويي، قرآن طي 23 سال بر پيامبر (ص) نازل شده و آن حضرت آنها را بر مردم خوانده است که آثار تکامل تدريجي (در صورت بشريبودن قرآن) بايد در آن مشاهده شود. از سوي ديگر، پيامبر (ص) طي اين 23 سال در شرايط و اوضاع و احوال فردي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي بسيار متفاوت و فراز و نشيبها و تحوّلات بسيار ناهمگوني قرار داشت. اين خصوصيّات نيز زمينه را براي تأثيرپذيري دروني و بروني انديشههاي پيامبر اسلام (ص) ـ از عوامل مختلف ـ فراهم ميسازد. علاوه بر اينها، بايد ويژگي جامعيّت قرآن را نيز در نظر داشت. با توجه به آنچه گذشت، روشن ميشود که آوردن کتابي با اين ويژگيها در چنين شرايط و اوضاعي، از سوي يک انسان با آن ويژگيها، ملازم با پديد آمدن ناهماهنگي زياد خواهد بود. درحاليکه اين ناهماهنگي؛ در قرآن به چشم نميخورد و اگر ناهماهنگيهايي در ابتدا به نظر ميرسد، با تأمّل و دقّت در بيان و محتواي آيات رنگ ميبازد. (محمدتقي مصباح يزدي، قرآنشناسي، ص 142 ـ 145).
2. اعجاز در قلمرو لفظ
ازآنجا كه در زمان نزول قرآن، فصاحت و بلاغت رواج فراوان داشت، تناسب معجزات با علوم عصر خود اقتضا ميکرد که معجزهي پيامبر اسلام (ص) داراي اين بُعد باشد و مخاطبان خود را به آن تحدّي کند. از سوي ديگر، مخالفان پيامبر اکرم (ص) و مدّعيان نبوّت در عصر آن حضرت و اندکي پس از آن در مقام همانندآوري قرآن، بر اين بُعد تکّيه داشتهاند. فصاحت، به معناي شيوايي کلمات و رواني تلفّظ آنها است؛ و بلاغت، به معناي رسايي و گويايي و دقّت تعابير در فهماندن مقصود است. شهادت اديبان بزرگ عرب از صدر اسلام تاکنون بر فرابشري بودن فصاحت و بلاغت قرآن، بهترين دليل خدايي بودن قرآن از اين جهت است.
وجه برون متني
معارف بيمانند، از پيامبري درس ناخوانده
موضوع درسناخوانده و خطنانوشته بودن پيامبر از نظر تاريخي مسلّم است و حتي خاورشناسان و مورّخان غير مسلمان نيز بر آن صحّه گذاردهاند. از سوي ديگر، با نگاهي گذرا به قرآن مجيد درمييابيم که قرآن مجيد در بردارندهي انواعي از معارف است که فراهم آوردن آنها در چنين مجموعهاي، فراتر از توان انسانهاي عادّي است؛ تا چه رسد به اين که به وسيلهي فردي درسناخوانده و در محيطي دور از تمدّن و فرهنگ ارائه شده باشد؛ کسي که در طول دوران چهل سال زندگي خود (پيش از بعثت) حتي جملهاي از اين سخنان را بر زبان جاري نساخته است.
دليل نقليِ آسماني بودن قرآن
قرآن مجيد در آياتي چند، از بشارت حضرت موسي و حضرت عيسي به رسالت پيامبر اکرم (ص) سخن بهميان آورده است (اعراف: 157 و صف: 6) و بسياري از يهوديان و مسيحيان به رسالت آن حضرت ايمان آوردهاند؛ اين خود بهترين گواه بر وجود آن بشارتهاست؛ چه اين که اگر بشارتي نبود، اين ادعاي قرآن واکنش شديد آنان را به دنبال ميداشت. تاريخ خود، گواه بر آن است که اينگونه واکنش از سوي آنان وجود نداشته است. (ابوالقاسم خوئي، البيان، ص 133).
پاسخ به چند شبهه
1. ممکن است در کتابهاي بشري نيز کتبي يافت شود که از ناهماهنگي بسيار پيراسته باشد؛ پس چگونه قرآن مدّعي است که اگر قرآن از سوي بشــر بود، در آن ناهمـــاهنگــي فراوان مييافتيــد. (نساء (4)، 82).
پاسخ
سخن در اين نيست که هر کتابي كه از سوي بشر نگاشته شود در آن اختلاف فراواني مشاهده ميگردد؛ بلکه مقصود آن است که اگر قرآن با اين ويژگيهاي خود، از سوي بشر نگاشته شده بود در آن، اختلاف فراواني پديد ميآمد. (محمّدتقي مصباح يزدي، قرآنشناسي، ص 147، نگارش: محمود رحبي) چه اين که خرد و دانش انسان، در گذر زمان تحول مييابد؛ يا همچنان روندي تکاملي خواهد داشت که اين خود در نوشتار و گفتار او تأثيرگذار خواهد بود؛ همچنان که ممکن است در سير نزولي قرار گيرد و توان علمي و فکري او کاهش يابد و اثر اين کاهش در گفتار و نوشتار او روشن شود.
2. در آيهي مذکور (نساء (4)، 82) لازمه بشريبودن قرآن، يافتن اختلاف فراوان در آن است؛ پس ممکن است اختلاف اندک در آن باشد درصورتيکه اختلاف اندک هم نشانِ خدايينبودن است؛ زيرا موجب گمراهي مردم و مخالف حکمت خداوند است.
پاسخ
مفهوم آيه آن است که اگر اين کتاب به دست بشر نوشته شده بود، در آن اختلاف پديد ميآمد و آن اختلاف فراوان بود و به اصطلاح، اين قيد، قيدي توضيحي است نه احترازي (مانند: ديروز گذشته) پس نميتوان از آيه برداشت کرد که: قرآن فقط از اختلاف فراوان به دور است و چهبسا اختلاف اندک را بتوان در آن يافت.
3. فصاحت و بلاغت از اوصاف کلام و قواعد آن، ساخته و پرداختهي ذهن بشر است. اعجاز، از جهت فصاحت و بلاغت بدين معنا است که اين قواعدِ ساختهي ذهن بشر، محصولي غالب بر انديشهي بشر و معلولي فائق بر علت خود ميآفريند، درحاليکه اين امر، شدني نيست. گرچه وضع لغت و قواعد فصاحت و بلاغت، ساختهي ذهن بشر است؛ اما جهات ديگري در فصاحت و بلاغت بايد در نظر داشت؛ مثلاً: ممکن است کسي بر لغت، آگاه باشد و قواعد فصاحت و بلاغت را بهخوبي بداند؛ اما هنگام سخنگفتن در اثر غفلت يا عدم مهارت يا اشتباه ـ حتي در يک جمله ـ سخنش بليغ نگردد؛ يا ممکن است حتي غفلت هم نداشته باشد، اما سخن او با آنچه كه در نهاد خود دارد همسان نباشد و در نتيجه گفتارش فاقد نصاب بلاغت باشد؛ پس نبايد به دليل آنکه لغت و قواعد، ساخته ذهن بشر است، هر نوع گفتار بليغي در حد توان بشر باشد؛ بلکه او خود چهبسا در بهکارگيري اين قواعد اشتباه ميکند. (محمود رجبي، درسنامهي اعجاز قرآن، تنظيم و نگارش حسن صادقي، ص 193).
|