|
وحی
انسان موجود محدودي است كه نيروهاي شناختي او نيز محدود ميباشد؛ از اين رو نميتواند تنها با تكيه بر نيروهاي خويش راه و رسم زندگي و خوشبختي خود را بازيابد؛ و به همين جهت است كه خداوندي که انسان را آفريده و از محدوديتهاي او آگاه است، كساني ـ را كه پيامبر نام دارند ـ براي هدايت و آموزشِ ديگر انسانها برگزيد. ايشان از راه دريافت وحي (يعني پيامي الهي که از راههاي غير عادي به دست ميآورند) اين وظيفهي مهم را به انجام ميرسانند.
چرا خداوند بايد گروهي خاص از بندگان را به پيامبري برگزيند و آنان را بر ديگران سروري دهد؟ اين کار چگونه با حکمت وي سازگار است؟
* از ديدگاه تو مقتضاي حکمت الهي چيست؟
* شايستهتر آن است که خداوند همگان را بهگونهاي مساوي، از سود و زيانشان آگاه سازد.
* مگر خداوند را داراي حکمت و رحمت نميداني؟ آيا بر اين باوري که گسترهي آگاهيها و تواناييهاي همه مردم با يکديگر برابر است؟
* آري
* پس وجود اين همه پيشوا و پيرو و استاد و دانشجو چگونه توجيه ميپذيرد؟ براي نمونه، مگر تو خود را در فلسفه سرآمد همگان نميداني؟
* همه مردم در عقل و همت با يکديگر برابرند. تفاوت در اين است که من همت خويش را در راه فلسفه بهکار گرفتهام و آنان در مسير دنيا.
* وجود تفاوت ميان سطحِ درک و انديشهي آدميان انکارناشدني است؛ ازاينرو گزينش برخي از انسانها براي پيامبري و آگاه ساختن آنان از وحي، با حکمت و رحمت خداوند ناسازگار نيست
اين گفتوگو که ميان ابوحاتم رازي (متوفاي 322 ق) و يکي از منکران وحي روي داده يي دو گروه که يکي بر خودکفا بودن عقل تأکيد ميورزد و براي دستيابي به سعادت، نيمنگاهي نيز به آسمان نمياندازد و ديگري که بر کاستيهاي انديشه آدمي انگشت ميگذارد و بر ضرورت بهرهگيري از معرفتي وحياني پاي ميفشارد.
وحيستيزان - که گاه به وجود خداوند باور دارند و لزوماً خداناگرا نيستند - بسته به معارف بشري رايج در هر روزگار، گاه عقلِ استدلالي و فلسفي را به مصاف وحي ميفرستند و گاه علم تجربي را جايگزين دانشهاي ديگر ميسازند. در ميان مدعيان کشف و شهود عرفاني نيز ميتوان کساني را يافت که "کلام مکتوب خداوند را در برابر کشف و شهودي بلاواسطه و دروني منسوخ ميشمارند
در جهان غرب، مکتب دئيسم (Deism) نمايانگر رويکردي است که ميخواهد ديني صرفاً طبيعي و برخاسته از آموزههاي عقلي ارائه دهد. به گفته کلارک برخي از دئيستها افزون بر اينکه خدا را قادر مطلق و آفريننده جهان ميدانستند، بر اين باور بودند که خالق هستي از تدبير امور جهان دست نکشيده، از آدميان رفتار اخلاقي و ديني ميطلبد و در جهاني ديگر، نيکان را پاداش ميدهد و بدان را به کيفر ميرساند. دئيستهاي ديگر، برخي از اين آموزهها را نميپذيرفتند؛ اما همهي آنان همنوا با يکديگر دين وحياني را برنميتافتند و عقل بشري را خودکفا ميناميدند. آنچه بر وحيستيزي دئيستها و بسياري ديگر از دينگريزان تأثير عميقي نهاده، پيشرفت خيرهکننده علوم تجربي در قرون اخير است که اين گمان را پديد آورده که با بهرهگيري از دانش تجربي، هيچ گِرهي فروبسته نميماند.
وحي پيامي است که از سوي خداوند با هدف هدايت مردم بر پيامبران فرود ميآيد. چيستي و حقيقت وحي بر انسانهاي عادي پوشيده است و تنها با بهرهگيري از معارف ديني ميتوان به فهم حقيقت آن نزديک شد
|