روانشناسی و تقسم ناپذیری روح
سلام
يکی از دلايل تجرد و غير مادی بودن روح تقسم ناپذيری روح است ;
دست چپ درک استین در اثر تصادف موتورسیکلت به کلی از کار افتاد و یک سال بعد آن را قطع کردند .
ولی او دچار پدیده ای شد که بسیاری از افراد قطع عضو آن را می شناسند. و به پدیده (( اندام خیالی )) معروف است .
درک احساس می کرد که دستش هنوز به بدنش متصل است و شدیدا درد می کند.
درمان درد یا ناراحتی عضوی که دیگر وجود ندارد .
پس از قطع هر عضو بدن نقشهای حسی خود را اصلاح می کند .
دوستان عزیز شما چه دلیلی می توانید بیان کنید ؟
درد توهمی
سلام دوستان عزیز
قبل از آنکه راجب درد توهمی مطالبی عرض کنم , مناسب می بینم راجب دستگاه درد مطالبی عرض کنم .
وقتی شدت محرک به حدی برسد که بتواند به بافتها آسیب برساند,محرکی برای احساس درد می شود. محرکهای فشار , دما , ضربه ی الکتریکی و مواد شیمیایی آسیب زا از زمره این قیبیل محرکها می توانند باشند.
به مثال توجه کنید لطفا
آیین تاب خوردن بر قلاب در بعضی مناطق هندوستان
در این آیین عضوی از اعضای یک گروه به عنوان مرد برگزیده قلابهای فولادی را که با طنابهای محکم به بالای گاری مخصوصی متصل اند به زیر پوست و عضله ی بشت بدن مرد برگزیده فرو می برند . در زمانی که گاری حرکت می کند مرد برگزیده فقط به چنگکهای فرورفته بر پشت آویزان است و در حالی که در هوا تاب می خورد , برای کودکان سعادت و برای محصولات برکت می طلبد.
آشکار است ذهن آدمی نیز به اندازه ی گیرنده های حسی در احساس درد دخالت دارد .
پدیده های از این دست به نظریه ی کنترل دریچه یی درباره درد منتهی می شود , طبق ای نظریه احساس درد تنها در گرو این نیست که گیرنده های درد در پوست فعال شوند , بلکه علاوه بر آن باید دریچه ی عصبی در نخاع شوکی نیز باز باشد تا علامتهایی که گیرندهای درد می فرستند راهی مغز شوند .
دریچه ی عصبی می تواند توسط علاماتی که از مغز می رسد بسته شود . همان طور که در آیین تاب خوردن بر قلاب دیدیم , حالت ذهنی می تواند شدت ادراکی درد را کاهش دهد . توجه داشته باشید که برعکس این موضوع هم صادق است در مورد درد توهمی که منبع درد خارجی وجود ندارد .

در کنار خداشناسی عقلانی , روانشناسی عقلانی وجود دارد که به بیان این موضوع این چنین می پردازد .
حکمای اسلامی موضوع روانشناسی عقلانی یا علم النفس را در حکمت طبیعی مورد بحث قرار می دهند و این از آن روست که نفس با بدن ارتباط دارد و کردارهای خود را با ابزار بدن انجام می دهد و بدن هم , پدیده ای طبیعی است و مربوط است به حکمت طبیعی .
موضوع مورد بحث در رابطه روان و تن قرار می گیرد .
توجه ...
با اثبات و پذیرش هستی مستقل روح در مقابل هستی مستقل بدن موضوع تازه ای مطرح می گردد : (( تاثیر متقابل )) روح و بدن یا رابطه روان و تن , دشواری حل این موضوع ناشی از آن است که روح امری غیر مادی است و بدن امری مادی است . اما بدون تردید حیات نفسانی به طور عمیقی با حیات بدنی مربوط است , هر کدام از این دو در دیگری تاثیر میگذارد و از آن متاثر می شود
برای این موضوع نظریه هایی ابراز شده است که مهمترین آنها عبارت است از : دو گرایی _ یک گرایی روحی _ انگارگرایی و ماده گرایی .